اهمیت نماز در قرآن

نماز در قرآن

با نماز به خدا تقرّب جویید

کمال آدمی در تخلّق به اخلاق الهی است، پس هر چه انسان ملکوتی تر شود و از عالم ماده و تعلّقات و آلایشهای آن وارسته شود و به یک سخن، هر چه بشر به مقام ربوبی نزدیک تر شود، به همان اندازه به کمال مطلوب انسانی متقرّب تر است. انسان پرهیزکار که از دیدگاه اسلام نمونه انسان کامل است با نماز به خدا تقرّب می جوید و بدین وسیله به منبع و سرچشمه کمال نزدیکتر می شود. در این باره مولا علی – علیه السلام – در نهج البلاغه فرمودند: «الصَّلوهُ قُرْبانُ کُلِّ تَقِیٍّ.»؛ «نماز وسیله تقرّب هر انسان با پرواست.»

حضرت نماز را موجب نزدیکی با تقوایان به خدا می داند. آنان که روحشان را از هر پلیدی و زشتی حفاظت کرده و در دژی مستحکم از همه آفت ها، دور نگه می دارند، خدا با آنهاست،«أنَّ اللّهَ مَعَ المُتَّقین.»

آنان که سرانجام نیکو دارند: «وَ إنَّ لِلمُتَّقینَ لَحُسْنُ مَآبٍ» و در سایه درختان بهشت و نهرهای جاری متنعّم اند: «إنَّ الْمُتّقینَ فی ضِلالٍ و عُیونٍ.»

متّقین در سایه سار نماز، که کامل ترین و بهترین ذکر خداست، می توانند موجبات نزدیکی هر چه بیشتر خود را به خالق یگانه فراهم آورند.

بی گمان همه انسان ها فطرتا به دنبال نوعی کمال اند و هر یک کمال خود را در چیزی می دانند ولیکن اساس تقرّب، نزدیکی جستن به خداست.

نماز کامل، سبب قرب و منزلت و نزدیکی به معبود است؛ زیرا چنان که ثابت و محقّق است انسان به هر چه رو آورد و توجّه کامل به او داشته باشد، به وی نزدیک می شود و بعضی از اوصاف آن چیز در آیینه دلش هویدا می شود و از اسرار و خصوصیّات آن اطّلاع می یابد. پس چگونه ممکن است کسی روی دل خود را به سوی معبود کند و از قربش بی نصیب شود؟!

درباره این که نماز چگونه قربی بین خالق و مخلوق ایجاد می کند، باید گفت «قرب» چهار مرتبه دارد؛ قرب زمانی، قرب مکانی، قرب معنوی و قرب الهی.

قرب زمانی، مثل این که می گوییم زمان حضرت رسول اکرم- صلی الله علیه و آله – نزدیکتر است از زمان حضرت عیسی به ما. قرب مکانی، مثل این که می گوییم ماه به ما نزدیکتر است از خورشید. قرب معنوی، مثل این که می گوییم عالمان به رسول خدا – صلی الله علیه و آله – از جاهلان نزدیکترند. یا آن که بگوییم فلانی نزدیکتر است به پدرش از پسر دیگر او. قرب الهی برتر و بالاتر و دقیق تر است از قرب معنوی. قرب خداوند به تمام موجودات از جهت احاطه رحمت رحمانیّه و فیض منبسط الهی یکسان است، چنان که فرمود: «وَ هُوَ مَعَکُم أینَما کُنْتُم»؛ «هر جا که باشید او با شماست.» لیکن قرب مخلوقات نسبت به او تفاوت بسیاری دارد. قرب و نزدیکی هر کسی نسبت به خداوند متعال به قدر کمالات نفسانی اوست؛ چون ذات کبریایی، کامل مطلق است و کسی به او نزدیک تر است که نسبت به دیگران از حیث کمالات نفسانی و روحانی کاملتر شده است. با توجّه به آنچه گفته شد، معلوم می شود که نماز حقیقی و کامل، عملی است که با آن، انسان به قرب معنوی می رسد و بر اثر مداومت و حضور قلب به خداوند متعال نزدیکتر می شود و مقام و منزلتی خاص در پیشگاه الهی پیدا می کند.

نماز و انبیا

قرآن کریم درباره نماز انبیا به تفصیل سخن گفته است.

حضرت ابراهیم – علیه السلام – به خداوند عرض کرد:

«رَبِّ اجْعلنی مُقیمَ الصَّلوهِ وَ مِن ذُریّتی»

«پروردگارا من و ذریه مرا در زمره نماز گزاران قرار ده.»

خداوند متعال درباره حضرت اسماعیل می فرماید:

«وَ کانَ یَأمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ و کانَ عِندَ رَبِّه مَرضِیّا»

«اسماعیل کسان خود را به نماز و زکات فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»

درباره حضرت موسی آمده است:

«فَاعْبُدْنِی و أَقِمِ الصَّلوهَ لِذکرِی»

«پس مرا به یگانگی بپرست و نماز را برای من اقامه کن.»

درباره حضرت شعیب آمده است:

«قالُوا یا شُعَیبُ أصَلوتُکَ تَأمُرُکَ اَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ اباؤُنا»

«قوم شعیب به او گفتند: آیا این نماز تو، تو را امر می کند که دعوی رسالت کنی و ما را از بت پرستی منع کنی.»

درباره حضرت زکریا آمده است:

«فَنادَتْهُ المَلائِکَهُ وَ هُوَ قائمٌ یُصَلِّی فی المِحْرابِ»

«پس زکریا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود.»

درباره حضرت عیسی آمده است :

«وَ اَوْصانِی بالصَّلوهِ والزَّکوهِ ما دُمْتُ حَیَّا»

« عیسی گفت: پروردگار، مرا به نماز و زکات تا زنده ام سفارش فرموده است.»

نماز و مؤمنان

نماز و ایمان به غیب:

«اَلَّذینَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوه»

«کسانی که به جهان غیب ایمان دارند و نماز را به پا می دارند.»

نماز از اوصاف ابرار:

«وَلکِنَّ البرَّ مَن آمَنَ بِاللّهِ… وَ اَقامَ الصَّلوه و آتی الزّکوه.»

«نیکوکار کسی است که به خدای عالم و… ایمان آورده و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند.»

نماز مصداق کامل ایمان:

«وَ ما کانَ اللّه لِیُضیعَ إیمانَکُم»

«خداوند اجر پایداری شما را در راه ایمان تباه نگرداند. (توجه به قبله و نماز)

خشوع در نماز از صفات مؤمنان:

«قَد اَفلَحَ المؤمنون الَّذینَ هُمْ فی صَلوتِهِم خاشِعُون»

«به راستی که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشع اند.»
نماز و مؤمنان صالح:

«اِنَ الّذینَ آمنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ اَقامُوا الصّلوهَ لهُم أجْرُهُم عِندَ رَبِّهم»

«همانا کسانی که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود.»
اقامه نماز همت مردان مؤمن:

«رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللّهِ وَ اِقام الصَّلوهِ»

«پاک مردانی که هیچ کسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند.»
مؤمنان و محافظت بر نماز:

«وَ الَّذینَ یُؤمِنُونَ بِالآخره یؤمنون به وَهُمْ عَلَی صَلاتِهِم یُحافِظون»

«آنان که به عالم آخرت ایمان آورده و مؤمن به قرآن هستند آنها نماز را محافظت خواهند کرد.»
نماز و اطمینان قلبی مؤمنان:

«الَّذینَ آمَنُوا وَ تطمَئنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللّهِ اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوب.»

«آنان که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام می گیرد. بدانید که تنها با یاد خداست که دل ها آرام می گیرد.»

نماز و ولایت

«وَ اَقیمُوا الصَلاهَ وَ اتُو الزَّکوه وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ لَعلَّکُمْ تُرحَمُونَ»

«نماز را به پا دارید، زکات را بپردازید و از فرستاده خدا فرمان ببرید باشد که مورد رحمت او واقع شوید.»

«فَاقیمُوا الصَّلوهَ واتُوا الزَّکوهَ وَاعتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَولی وَ نِعْمَ النَّصیرُ»

«نماز را به پا دارید، زکات را بپردازید و به خدا متوسّل شوید. او دوستدار و سرپرست شماست و او بهترین یاریگر و سرپرست برای شماست.»

«وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطیعُونَ اللّه وَ رَسُولَه»«نماز را به پا می دارند و زکات را می دهند و از خدا و فرستاده او فرمان می برند.»

نمازگاه فرشتگان

حضرت علی- علیه السلام – هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش می کند، ضمن بیان جملاتی شیوا و پُر محتوا در توبیخ او، صفات پسندیده ای را برای دنیا بر شمرد که از جمله آنها این است:

«إنَّ الدُّنیا… مسجدُ أحبَّاءِ اللّه وَ مُصَلّی مَلائِکَهِ اللّهِ…»

«به درستی که دنیا مسجد محبّان خداست و نمازگاه فرشتگان خدا…»

دوستان خدا، همیشه، در هر جا و در هر حال که باشند یاد خدا و نعمتهای او را با خود دارند و به شکرانه همه مواهبی که به آنان عطا شده است، در هر فرصتی که دست دهد و مجالی که پیدا شود، به نماز قامت می بندند و در پیشگاه عظمت و بزرگواری آن ذات متعال به سجده افتاده و پیشانی بر خاک می سایند. فرشتگان نیز به پاس اخلاص و محبّتی که این بندگان صالح به خدا دارند، به آنان اقتدا کرده و به نماز می ایستند. اینان باور دارند که دنیا مزرعه آخرت است و در این مزرعه محصولی را کشت می کنند که هنگام برداشت، جز بهشت جاودان و رضایت و خشنودی خداوند درو نکنند، چرا که «وَ رضوانٌ مِنَ اللّهِ اکبر» و به این ترتیب با این که اولیای خدا دل در گرو دنیا ندارند، امّا علی- علیه السلام – از آن جهت که می توان در آن، خدا را عبادت کرد، آن را ستوده است.

آیات الهی نماز در قرآن

اهمّیّت و جایگاه نماز به عنوان وظیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح شده است. در ابتدا به آیات نماز در سوره بقره پرداخته، سپس به طرح سایر آیات در سوره های دیگر قرآن با عناوین رابطه نماز و ولایت ؛ نماز و مؤمنـان ؛ نماز و انبیا، و مخالفان نماز می پردازیم. در مجموع ۵۲ آیه از آیات الهی قرآن درباره نماز است.

«اَلَّذین یُومِنُونَ بِالغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوهَ وِ مِمّا رَزَقْناهُم یُنفِقُونَ»

«کسانی که به جهان غیب ایمان آرند نماز را به پا می دارند و از هر چه روزیشان کردیم، انفاق می کنند.»

«وَ أَقیِمُوا الصَّلوهَ وَ ءَاتُوا الزَّکوهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ»

«نماز را به پای دارید و زکات بدهید و با خداپرستان حق را پرستش کنید.»

«وَ استَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوهِ وَ اِنّها لَکَبیرَهٌ اِلاّ عَلی الخاشِعینَ.»

«از خداوند با صبر و نماز یاری بجویید و صبر و نماز به غیر از خاشعان بر دیگران دشوار است.»

«وَ قولُوا لِلنّاسِ حُسنا وَ أقیمُوا الصَّلوه وَ ءَاتُو الزَّکوهَ»

«به زبان خوش با مردم تکلّم کنید و نماز را به پای دارید و زکات مال خود را بدهید.»

«وَ أَقیمُوا الصَّلوهَ وَ ءَاتُوا الزَّکوهَ وَ ما تُقَدِّموا لِأنفُسِکُم مِنْ خَیرٍ تَجِدوهُ عندَاللهِ»

نماز را به پای دارید و زکات بدهید و بدانید آنچه برای خود پیش می فرستید، در نزد خدا خواهید یافت.»

«وَ إذ جَعَلْنا البَیْتَ مَثابَهً لِلنّاسِ… مِن مَقامِ ابراهیمَ مُصَلّی… وَالعاکفینَ وَ الرُّکَعِّ السُّجُودِ»

«به یاد آر هنگامی که قرار دادیم خانه کعبه را محل امن و دستور داده شد که مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید و از ابراهیم و فرزندش اسماعیل پیمان گرفتیم که حرم خدا را از هر پلیدی پاکیزه دارید برای این که اهل ایمان به طواف و اعتکاف حرم بیایند و در آن نماز و طاعت خدا به جای آرند.»

«وَ أَقامَ الصَّلوهَ وَ ءَاتی الزَّکوهَ وَالمُوفُونَ بِعهدِهِم اذا عاهَدُوا»

«[نیکوکار کسی است که]…نماز را بپا دارد و زکات بپردازد و [نیز کسانی که [هنگامی که عهد می بندند به عهدشان وفا می کنند».

«حافظُوا عَلَی الصَّلواتِ والصّلاهِ الوسْطی و قُوموا لِلّهِ قانتین»

«بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید.»

«اِنَّ الَذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلوهَ لَهُمْ أَجْرُهُم عِندَ رَبِّهم وَ لا خَوفٌ علیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ»

«همانا آنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند، آنان نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهند داشت و هرگز ترس از [آینده] و اندوه [از گذشته] نخواهند داشت.»

«فَاِذا قَضیتُمُ الصَلاهَ فَاذکُروا اللّهَ قیاما و قُعُودا و عَلی جُنُوبِکُمْ فاذا اطمأننتم فاقیموا الصلوه اِنَّ الصَّلوهَ کانَتْ علی المؤمنین کِتابا مَوقوتا»

«پس چون نماز به جای می آورید، خدا را در همه حال ایستاده، نشسته و به پهلو خفته یاد کنید و هر گاه آسوده خاطر شدید، نماز را به طور کامل برپا دارید که نماز به وقت های معین بر مؤمنان مقرّر شده است.»

«ربِّ اجْعَلنی مُقیمَ الصّلاهِ وَ مِنْ ذُرّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاء»

«پروردگارا! مرا بر پا دارنده نماز قرار ده و فرزندان مرا نیز، پروردگارا! دعای مرا بپذیر.»

«وَ کانَ یَأمُرُ أهلَهُ بِالصَّلاهَ وَ الزَکاهِ وَ کانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضیّا»

«اسماعیل کسان خود را به نماز و زکات فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»

«واَوْصانِی بِالصلوهِ وَالزکاه مادُمْتُ حِیّاً»

«عیسی گفت که پروردگار مرا به نماز و زکات تا زنده ام سفارش کرد.»

«اُتْلُ ما اُوحِیَ الیک مِنَ الکِتابِ وَ أقِمِ الصَّلاهَ ان الصلوه تَنْهی عَنِ الْفَحشاءِ والمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ اللّهِ اکبَرُ وَ اللّهُ یَعْلَمُ ما تَصنَعُونَ»

«آن چه را که از کتاب به تو وحی شده است بخوان و نماز را بر پا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز می دارد و به یقین یاد خدا از هر عبادتی بالاتر است و خدا می داند چه می کنید؟»

«قَدْ اَفْلَحَ المؤمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِم خاشِعُونَ»

«به راستی که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشع اند.»

«فَنادَتُه المَلائِکَهُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی المِحْرابِ»

«پس زکریا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود.»

«یا مَریَمُ اُقْنُتی لِرَّبِکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرّاکِعینَ.»

«ای مریم! فرمان بردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.»

«اُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ.»

«طایفه ای از اهل کتاب در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغول هستند.»

«یا ایُّها الَّذینَ آمَنُوا لا تَقَرُبوا الصَّلاهَ وَ اَنتُم سُکاری حَتّی تَعلَموا ما تَقُولُونَ.»

«ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا آن زمان که [از مستی بیرون آیید و] بدانید چه می گویید؟»

«الّذینَ اِنْ مَکنّاهم فی الارض اقاموا الصَّلوه و ءاتُوا الزَّکوه»

«مؤمنان کسانی اند که اگر در زمین قدرت و مکنت دهیم شان نماز به پا می دارند و زکات می دهند.»

«رَبَّنا انی اَسْکَنْتُ مِنْ ذُریَّتی بِوادٍ غیرِ ذی ذرعٍ رَبَّنا لیقیموا الصَّلوه.»

«پروردگارا! من فرزندانم را در سرزمینی بی آب و علف ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند.»

«اِنَّما یَعمر مساجِدَ اللّهِ مَن آمَنَ بِاللّهِ والیَومِ الآخِر و اَقام الصَّلوه.»

«تنها کسانی مساجد خدا را آباد می کنند که ایمان به خدا و روز قیامت داشته و نماز را به پا می دارد.»

«قُل اِنَّ صَلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی للّهِ ربِّ العالَمین.»

«بگو: در حقیقت نماز من و سایر عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خدا، پروردگار جهانیان است».

«فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلْفَ اَضاعُواالصلوه واتَّبَعُوا الشَّهَوات.»

«امّا پس از آنان فرزندان ناشایسته است روی کارآمدند که نماز را تباه کردند.»

«فَإنْ تابُوا و اقامُوا الصَّلوهَ و آتوا الزَکوه فَاخوانُکم فی الدین»

«اگر توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند برادر دینی شما هستند.»

«وَ الذّینَ یُمَسِّکُونَ بِالکِتابِ وَ اقامُوا الصَّلوهَ اِنّا لا نُضیعُ اَجرَ المُصلِحینَ.»

« خدا پاداش کسانی را که به قرآن چنگ می زنند و نماز را به پا می دارند، ضایع نمی کند.»

نام های نماز در قرآن

۱- صلوه: «إنّما المؤمنُون… اَلَّذِینَ یُقیمُونَ الصَّلوهَ»

«مؤمنان فقط کسانی اند که نماز را به پا می دارند.»

۲- ایمان: «وَ ما کانَ اللّهُ لِیُضِیعَ ایمانَکُمْ»

«خدا نماز شما را بدون پاداش نمی گذارد.»

۳- تسبیح: «فَسُبْحانَ اللّهِ حینَ تُمْسُونَ وَ حینَ تصبحُونَ.»

«هنگام شام و صبح و شبانگاه و نیمروز نماز به جا آورید.»

۴- قرآن: «اَقِم الصَّلوهَ لِدُلُوک الشمس… و قُرآنَ الْفَجر.»

«پس از زوال آفتاب تا هنگام تاریکی شب نماز را به پای دار و… و نماز صبح را بجای آور.»

۵- حَسَنَهَ: «وَ اَقِمِ الصَّلوه… اِنَّ الْحَسَنات یُذهِبنَ السَّیئات.»

۶- رکوع: «وَ اَقیمُوا الصَّلوهَ… وَارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعین.»

«نماز را بپا دارید… و با نمازکنندگان، نماز به جای آورید.»

۷- قُنُوت: «یا مَریَمُ اُقنُتی لِرَبِّکِ وَاسجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرّاکِعین.»

«ای مریم! برای پروردگار خود به نماز بایست»

۸- قیام و سجده: «لَیْسُوا سَواءً، مِنْ اَهلِ الکِتابِ اُمّهٌ قائمهٌ، یَتلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ هُمْ یَسْجُدون.»

«ولی همه آنان یکسان نیستند. از میان اهل کتاب،گروهی هستند که قیام می کنند (نماز به پا می دارند)و در دل شب آیات الهی را در حال سجده می خوانند.»

۹- استغفار: «وَ اللّهُ بَصیرٌ بِالعِبادِ الَذینَ… وَالمُسْتَغفِرینَ بِالأَسْحارِ»

«خداوند به امور بندگان خود بیناست. همان کسانی که می گویند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم،… اینان شکیبایان، راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهانند.»

۱۰- ذِکرْ: «حافِظُوا عَلَی الصَّلواتِ… فَإذا اَمِنْتُم فاَذکْرواللّهَ»

«بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید،… پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره نماز کنید و چون ایمن شدید، خدا را یاد کنید.»

۱۱- امانت: «اِنّا عَرَضْنَا الأمانَهَ عَلَی السَّمواتِ و الْأرْضِ والْجِبَالِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَهَا وَ اَشْفَقْنَ مِنْهَا و حَمَلَها الإنْسَانُ…»

«ما، امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن ترسیدند و انسان، آن را برداشت…»

مخالفان نماز
ترک کنندگان نماز:

«فَلا صدّقَ و لا صَلّی»

«او هرگز ایمان نیاورد و هرگز نماز نخواند.»
سهل انگاران در نماز:

«فَوَیلٌ لِلمُصَلّین الَّذینَ هُمْ عَن صَلوتِهِم ساهُون»

«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند!»
ضایع کنندگان نماز:

«فَخَلَفَ مِن بَعدِهم خَلْفَ اَضاعُوا الصَّلوه واتَّبَعُوا الشَّهَوات.»

«پس از آنان جانشینانی آمدند که نماز را تباه کردند و به دنبال شهوات رفتند.»

«وَ إذا قامُوا إلی الصَّلوهِ قامُوا کُسالی.»

«منافقان هنگامی که به نماز بر می خیزند با کسالت بر می خیزند و در برابر مردم ریا می کنند.»

نماز بر پایه یقین و ولایت

«[وَ سَمِعَ رَجُلاً مِنَ الحَروریَّه، یَتَهَجَّدُ وَ یَقْرَأُ فقال:] نَومٌ علی یقینٍ خیرٌ مِنْ صَلوهٍ فی شکٍّ.»

«حضرت علی ـ علیه السلام ـ [صدای یکی از خوارج را شنید که نماز شب می خواند و قرآن تلاوت می کرد، فرمود:] خواب توأم با یقین بهتر از نماز با شک است.»

نمازی که برپا داشتن آن سفارش شده، از نمازگزارانی مورد انتظار است که دلهایشان سرشار از یاد خدا و عشق به او باشد و هیچ چیز نتواند در آن خِلَلی وارد کند.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره یقین فرموده اند:

«یُستَدَلُّ عَلَی الیَقین بِقَصْر الاَمَلِ وَ اِخلاصِ العَمَل و الزُّهدِ فی الدُّنیا.»

«آنچه بر یقین دلالت می کند کوتاهی آرزو؛ خالص گردانیدن عمل و بی رغبتی به دنیا است.»

برپا داشتن نماز از کسانی پسندیده است که به یگانگی خدا و روز جزا ایمان دارند و از آرزوهای دور و دراز دنیوی چشم پوشیده و اعمالشان را برای خدا خالص کرده اند و هیچ سخنی و عملی نتواند در نیّات پاکشان خللی وارد کند؛ وگرنه کسانی که در عدالت مجسّم و حقانیّت برگزیده خدا و رسول هم شک کرده و می کنند بهتر است که به همراه خواب روح و قلبشان، چشمانشان را نیز به خاک بسپارند.

نماز هر چند که یک سلسله اعمال است که انسان موظّف است آنها را به جا آورد و ترتیب و موالات را رعایت کند و چیزی کم یا زیاد نکند ولیکن جان نماز ایمان و یقینی است که در دل انسان با ایمان قرار دارد و او را به انجام این اعمال وا می دارد و یقین و اطمینانی که در حرکات و سکنات نمازگزار متجلّی می گردد، به این عبادت شکل و معنی می دهد. به عبارت دیگر، نماز توأم با شناخت، درک، شعور و فهم، دارای ارزش است و بدون آن کالبد بی روحی است که بهائی ندارد. همین است که گفته می شود اگر انسان شب بخوابد و نماز شب نخواند امّا دلش آکنده از یقین و شناخت و معرفت باشد، بهتر از کسی است که شب تا سحر بیدار بماند و نماز بخواند لیکن فهم و شعور و شناخت و آگاهی نداشته باشد و فردی متحجّر و بی معرفت باشد همچون خوارج.

حضرت برای خوارج روشن فرمود که اینان که امام خود را نشناخته و در یکی از ارکان دین تردید دارند، نماز شب و قرآن خواندنشان بی نتیجه است.

اگر نماز با معرفت و یقین باشد، به اقتضای درجه معرفت و یقین، نمازگزار حلاوت و شیرینی نماز را درک می کند و تحت هیچ شرایطی دست از عشقبازی با آن نمی کشد، اگرچه بدنش آماج تیر شود. لازم به ذکر است که از ابتدای سخن امیرالمؤمنین، حضرت علی ـ علیه السلام ـ معلوم می شود که منظور از «نماز با شک» نماز استحبابی و نماز شب است؛ زیرا نماز واجب در هیچ حالتی ساقط نمی شود، مگر این که بگوییم امام ـ علیه السلام ـ درصدد بیان این مطلب است که نماز بدون ولایت نماز نیست، نه این که اصلاً نماز نخواند.

قدرشناسان نماز

«وَ قد عَرَفَ حَقَّهَا رجالٌ مِنَ المؤمنینَ الّذین لا تَشْغَلُهُمْ عَنها زینهَ متاعٍ، وَ قُرَّهَ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ و لا مالٍ یقولُ اللّهُ سُبْحانَهُ «رِجالٌ لا تُلهیهِمْ تِجارَهٌ و لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّه و اِقامِ الصَّلوهَ و ایتاءِ الزَّکوهِ.»

«قدر و اهمّیّت نماز را مردانی از مؤمنان می دانند که زینت کالای دنیا و فرزند و مالی که نور چشم انسان است آنها را به خود مشغول نمی دارد، چنان که خداوند سبحان می فرماید: “مردانی هستند که تجارت و داد و ستد دنیا، آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد.»

بسیاری از مردم برای به دست آوردن مال دنیا و حتّی رسیدگی بیش از حد به فرزندان و خانواده، نمازهای واجب خود را سست می خوانند و چه بسا نمازشان را تعطیل می کنند. این گونه افراد فکر می کنند که با اِعمال این روش ها می توانند بر مال خود بیفزایند؛ غافل از این که رزق و روزی به دست توانای خداست، و حرص زدن و جان کندن نه تنها چیزی به آن مقدار نمی افزاید، بلکه ممکن است چیزی هم بکاهد.

امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود:

«لا یَتْرُکُ النّاسُ شیئا مِنْ امرِ دینهِم لِاسْتِصْلاحِ دُنیاهُمْ إلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِم مَا هُوَ أضَرُّ مِنْهُ.»

«مردم چیزی از کار دینشان [چون نماز] را برای به دست آوردن سود دنیا از دست نمی دهند، مگر آن که خدا به روی آنها چیزی را می گشاید که زیانش بیشتر است از آن سودی که به دست آورده اند.»

امام علی ـ علیه السلام ـ آن کسی که از همه چیزِ دنیا به یک لباس ساده و کفش وصله دار و نان جوین و نمک قناعت کرده بود، به خلاف انسانهای دنیاطلب و مال پرست، مؤمنان را انسانهای پاک و ذاکری معرّفی می کند که حتّی فرزند هم که نور چشم او در دنیاست، وی را از نماز باز نمی دارد، و در واقع به فرستاده خدا تمسّک کرده و نور چشم خویش را نماز می داند. از این رو، کلام علی ـ علیه السلام ـ اشاره دارد به قول پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـکه فرمود: «قُرَّهُ عینی فِی الصَّلوه»: «روشنایی چشم من در نماز است.»

امام حسین ـ علیه السلام ـدر شب عاشورا به برادرش عبّاس فرمود:

«اگر بتوانی امروز اینان را از جنگ منصرف کنی، این کار را بکن. شاید امشب را در پیشگاه الهی به نماز بایستم.»

«فَإنَّهُ یَعْلَمُ أنّی أُحِبُّ الصَّلوهَ لَهُ و تلاوَهَ کِتابِهِ»

«زیرا خدا می داند که من نماز خواندن و قرآن تلاوت کردن برای او را دوست می دارم.»

نماز و عبادت احرار

«إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَهً فَتِلکَ عِبادَهُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَهً فَتِلکَ عِبادَهُ العبید و إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ شکرا فَتِلکَ عِبادَهُ الأحرار.»

«گروهی خدا را به انگیزه ثواب و پاداش می پرستند، این عبادت تاجران و بازرگانان است؛ و گروهی خدا را از روی ترس می پرستند، این عبادت غلامان و برده صفتان است؛ و گروهی خدا را از روی سپاسگزاری می پرستند، این عبادت آزادگان است.»

حقیقت عبادت، تعظیم و طاعت خدا و چشم پوشی از غیر اوست و پیشتر گفته شد که برجسته ترین مظهر عبادت، «نماز» است، از این رو، این تقسیم مراتب، به واقع بیان مراتب و مدارج نماز و نمازگزاران است.

خداوند متعال بندگان گوناگونی دارد که هر یک از آنها ذات اقدسش را در حد توان فکری خویش عبادت می کنند و به درگاهش نماز می گزارند و خداوند نیز از این بندگان به مقدار ارزش عبادتشان قدردانی می کند، هر مقدار که شناخت و معرفت عبادت کننده و نمازگزار بیشتر و بالاتر باشد، پاداش بهتر و مقامی والاتر نزد خدا دارا خواهد بود. از این رو، رهبران دینی به درگاه ربوبی، ناله و عرض نیاز می کردند و بسیار نماز می خواندند.

ابن ابی الحدید در مقدّمه شرح نهج البلاغه اش می گوید: «عبادت علی ـ علیه السلام ـ بیشتر از عبادت همه کس بود؛ زیرا او بیشتر روزها روزه دار بود و تمام شبها مشغول نماز، حتّی هنگام جنگ نیز نمازش ترک نمی شد، او عالمی بود با عمل که نوافل و ادعیه و تهجّد را به مردم آموخت. از این رو در مقام عمل به پیشگاه خدای تعالی عرض می کند: «خدایا من تو را به طمع بهشت و یا از ترس جهنّم عبادت نمی کنم، بلکه تو را بدان جهت می پرستم که شایسته پرستش یافتم.»

آری، هر کس در حقیقت به قدر معرفت و تلاش خود از لذّت نماز بهره مند می شود. عدّه ای «نماز تاجرانه» می خوانند؛ یعنی می خواهند با خدا تجارت کنند، چیزی بدهند و چیز بیشتری بگیرند. عدّه ای «نماز غلامانه» می خوانند، مثل عمل غلامان و بردگان است که در زیر شلاّق اربابها قرار می گیرند، در حالی که به آنها تکلیف می کنند و آنان از ترس این که اگر تکلیف را انجام ندهند شلاّق می خورند، تکلیف را انجام می دهند، امّا بعضی «نماز سپاسگزارانه و آزادانه» می خوانند؛ یعنی خدا را فقط برای خودش و به این دلیل که دوست دارند، از روی عشق و علاقه به ذات مقدّسش پرستش می کنند. پس از توضیح ذکر شده معلوم می شود که برترین و عالی ترین عبادت، عبادت آزادگان و نماز از روی سپاسگزاری است. چنان که امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السلام ـمی فرماید:

«لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللّهُ عَلی معصیَتِهِ لَکانَ یَجِبُ اَلاّ یُعصی شکرا لِنِعَمِهِ.»

به فرض که خداوند کیفری برای نافرمانی معیّن نکرده بود، باز سپاسگزاری ایجاب می کرد که از فرمانش تمرّد نشود.

اهمیت نماز

نماز

راه‌هاى پى‌بردن به اهمیت نماز

در این‌باره به نکات زیر دقت و عمل کنید:

۱٫ کتاب‌هایى درباره اهمیت و ارزش نماز مطالعه کنید، تا شناخت شما در مورد نماز بیشتر شود. وقتى بدانیم نماز به معناى ارتباط و سخن گفتن مستقیم با خداوند بزرگ است و این بالاترین توفیقى است که یک انسان مى‌تواند از آن برخوردار باشد، سعى مى‌کند همواره خود را آماده سازد. قرآن کریم مى‌فرماید: (…وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَهِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ)؛ … آنها که به آخرت ایمان دارند به آن (قرآن) ایمان مى‌آورند و مراقب نمازهاى خویش مى‌باشند.

۲٫ سعى کنید براى نماز برنامه‌ریزى کنید؛ مثلا شب‌ها کمتر غذا بخورید و زودتر بخوابید و از هر گونه سستى و تنبلى دورى کنید، زیرا سستى و تنبلى به ویژه براى نماز صبح از وسوسه‌هاى شیطان است. براى رهایى از وسوسه‌هاى شیطان شایسته است به خداوند بزرگ پناه برد: (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس * مَلِکِ النَّاس * إِلَـهِ النَّاسِ * مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس * الَّذِى یُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاس * مِنَ الْجِنَّهِ وَ‌النَّاسِ)؛ بگو پناه مى‌برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، خداى مردم، از شر وسوسه‌هاى شیاطین از جنى و انسانى و…‌

رفتار والدین در نشان‌دادن اهمیت نماز

برخى از رفتارهایى که پدر و مادر در خصوص نمازخوان کردن فرزندان لازم به رعایت هستند، به شرح ذیل مى‌باشد:

۱٫ بالا بردن سطح آگاهى و شناخت فرزندان به طور غیر مستقیم نسبت به فواید نماز و نقش آن در زندگى انسان.

۲٫ زبان نرم و گویا با حکمت و موعظه و گفتوگوى جذاب و دل‌پسند درباره نماز و عمل به واجبات دینى: (ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ‌جَـدِلْهُم بِالَّتِى هِىَ أَحْسَن)؛ به راه پروردگارت با حکمت و پند پسندیده فراخوان و به روشى که آن [روش] بهتر است، با آنان مناظره کن.

۳٫ فراهم کردن امکانات دل‌پذیر (مانند: زیبا سازى محل، تهیه عطر، تهیه کردن سجاده براى فرزند)، کوتاه بودن برنامه نماز، تشویق و وعده جایزه، استمرار در برنامه‌ها و… .

۴٫ مشاوره با افرادى که در این زمینه مهارت دارند.

۵٫ آگاهى دقیق از شرایط امر به معروف و نهى از منکر براى والدین.

۶٫ تمرین عملى، به این صورت که پدر یا مادر از فرزند بخواهند که هم زمان با آنها به نماز بایستد و هر آن‌چه آنها به زبان جارى کردند او نیز تکرار کند.

۷٫ بردن به مساجد براى شرکت در نماز جماعت: از سفارشات حضرت لقمان(ع) به فرزندش این است که فرزندم! نماز بسیار بخوان! و هرگز نماز را از اول وقت تأخیر نینداز و با جماعت نمازبگذار، هر چند در سخت‌ترین حالات باشد.

۸٫ تهیه و نمایش فیلم‌هایى درباره نماز.

تفاوت نمازخوان با تارک نماز

آگاهى از ارزش و اهمیت نماز و دانستن جایگاه نمازگزار، ما را به تفاوت نمازگزار و کسى که به نماز کم‌تر اهمیت مى‌دهد رهنمون مى‌سازد. نماز در دین مقدس اسلام، از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است و یکى از فروع دین و حتى ستون دین به حساب مى‌آید و قرآن کریم، با تعبیرهاى مختلفى، مانند «اقیمواالصلوه و…» بر واجب بودن آن تصریح فرموده است، تا جایى که اگر نماز قبول شود، کارهاى دیگر هم زمینه قبولى پیدا مى‌کنند.

قرآن کریم به جا آوردن نماز را سبب رستگارى مى‌داند (قد افلح من تزکى و ذکر اسم ربه فصلى)؛ به راستى رستگار شد هر که پاکى ورزید و نام پروردگارش را یاد کرد پس نماز گزارد. و نیز مى‌فرماید: (وَ الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالأَخِرَهِ یُؤمِنُونَ بِهِ وَ هُم عَلَى صَلاَتِهِم یُحفِظُونَ)؛آنان که به آخرت ایمان دارند، به آن ]کتاب قرآن[ ایمان مى‌آورند و مراقب نمازهاى خویش هستند. در این آیه، از میان تمام دستورهاى دینى، فقط به نماز اشاره شده است و نماز مظهر پیوند با خدا و ارتباط با اوست؛ به همین دلیل، از همه عبادت‌ها برتر و بالاتر است. اهمیت نماز در روایات اسلامى نیز بر کسى پوشیده نیست؛ ازجمله: سلمان فارسى نقل مى‌کند که در خدمت پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) نشسته بودم؛ آن حضرت شاخه خشکى را گرفت و تکان داد تا تمام برگ‌هایش فرو ریخت، سپس رو به من کرد و فرمود: سؤال نکردى که چرا این کار را کردم؟ عرض کردم بفرمایید چرا؟ فرمود: هنگامى‌که مسلمان وضو بگیرد و خوب وضو بگیرد و سپس نمازهاى پنج‌گانه را به جا آورد، گناهان او فرو مى‌ریزد؛ همانگونه که برگ‌هاى این شاخه فرو ریخت.

حضرت على(علیه السلام) از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى‌کند که فرمود: نمازهاى پنج‌گانه براى امت من، مانند نهر آب جارى است که بر در خانه یکى از شما باشد. آیا گمان مى‌کنید اگر کثافتى در تن او باشد و روزى پنج بار در آن غسل کند، آیا چیزى از آن بر جسد او خواهد ماند؟! به خدا سوگند که نمازهاى پنج‌گانه براى امت من، چنین است. هم‌چنین در روایتى مشهور که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: اولین چیزى که بنده بدان محاسبه مى‌شود نماز است؛ اگر پذیرفته شد، اعمال دیگر نیز پذیرفته خواهد شد و اگر ردّ شود، دیگر اعمال نیز ردّ خواهد شد.

اهمیت نماز در آیات و روایات

خداوند متعال مى‌فرماید: (اتْل مآ أوحى إلیک مِن الکتـب و أقم الصّلوه إنّ الصّلوه تنهى عن الفحشآء و المنکر و لذکر اللَّه أکبر و اللَّه یعلمُ ما تصنعون) ؛ آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپادار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‌دارد و قطعاً یاد خدا بالاتر است و خدا مى‌داند چه مى‌کنید.

در آیه دیگرى مى‌فرماید: (یـأیّها الّذین ءامنواْ استعینواْ بالصّبر و الصّلوه إنّ اللَّه مع الصّـبرین)؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از شکیبایى و نماز یارى جویید، زیرا خدا با شکیبایان است. هم‌چنین مى‌فرماید: و در دو طرف روز ]اول و آخر آن [و نخستین ساعات شب، نماز را برپادار، زیرا خوبى‌ها بدى‌ها را از میان مى‌برد… . بنابراین، نماز یک تکلیف الهى بوده و بر تمام انسان‌هاى مکلف واجب است و تمام تکالیف و دستورهاى خداوند، در راستاى خوش‌بختى و به کمال رسیدن انسان است. گرچه خوش‌بختى تنها در نماز نیست،اما مى‌توان از نماز و عبادت به بهترین و مؤثرترین عامل خوش‌بختى و عاقبت به خیرى انسان و بهترین و محبوب‌ترین عمل نزد خداوند متعال نام برد؛ چنان‌که از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)سؤال شد: کدام اعمال نزد خداوند متعال محبوب‌ترین است؟ فرمود: الصلاه لوقتها؛ نمازى که در وقت خوانده شود. امیرمؤمنان على(علیه السلام) هم مى‌فرماید: هیچ عملى نزد خداوند محبوب‌تر از نماز نیست؛ پس امور دنیا، شما را از اوقات آن و خواندن آن در وقت، باز ندارد و به خود مشغول نکند.

نماز عامل خوش‌بختى است و عاقبت و سرنوشت انسان در روز قیامت به نماز بستگى دارد، زیرا امام‌باقر(علیه السلام)فرمود: اولین سؤال روز حساب از انسان، نماز است، اگر نماز انسان قبول شود، دیگر اعمال نیز قبول مى‌گردد.«نماز» از واجباتى است که در قرآن کریم و روایات اسلامى بیشترین تأکید و سفارش بر آن شده و تکلیف واجبى است که مکلف ـ حتى در حال مرگ ـ باید آن را به جا بیاورد و تحت هیچ شرایطى نباید ترک شود و توصیه تمام انبیاى الهى به امت‌هایشان بوده و در روز حساب‌رسى نیز اگر این عمل (نماز) پذیرفته شود، دیگر اعمال نیز مقبول مى‌افتد.

«حفاظت از نماز» در کدام سوره آمده است؟

– درباره حفاظت از نمازها، چهار آیه در چهار سوره آمده است که در یک آیه، خداوند به حفاظت از نماز امر مى‌فرماید و در سه آیه دیگر آن را صفتى براى مؤمنان و یا نمازگزاران ذکر مى‌نماید.

۱٫ (حَـفِظُواْ عَلَى الصَّلَوَ‌تِ وَالصَّلَوهِ الْوُسْطَى) در انجام همه نمازها و ـ به خصوص ـ نماز وُسطى [=نماز ظهر]کوشا باشید.

۲٫ (وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَهِ یُؤْمِنُونَ بِهِ‌ى وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ‌)؛ [یقین بدان] آنها که به آخرت ایمان دارند، به آن (=قرآن) ایمان مى‌آورند و بر نمازهاى خویش، مراقبت مى‌کنند.

۳٫سوره مؤمنون آیه۹٫

۴٫ سوره معارج آیه۳۴

نخستین پرسش در قیامت

با توجه به آیه ۴ سوره اعراف شکى نیست که خداوند از همه خلایق سؤال مى‌کند، ولى پرسش این است که در یک حدیث مى‌خوانیم که نخستین سؤال در قیامت از دوستى با اهل‌بیت است، در حدیث دیگرى مى‌خوانیم که نخستین پرسش، از نماز است. وجه جمع این دو حدیث چگونه است؟

همان طور که اشاره شد در اصل سؤال هیچ جاى تردیدى نیست، اما در این که در قیامت نخست از چه چیزى سؤال مى‌شود، روایات متعددى داریم؛ امام صادق(علیه السلام)مى‌فرماید: اوّل ما یحاسب به العبد على الصلاه فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردّت علیه ردّ علیه سائر عمله؛ نخستین چیزى که آدمى بر آن محاسبه مى‌شود، نماز است. اگر نماز پذیرفته شد، دیگراعمال هم قبول مى‌شود و اگر نماز ردّ شد، دیگر اعمال هم ردّ مى‌شود.

در روایت دیگر مى‌خوانیم: اول ما یسأل العبد اذا وقف بین یدى الله تعالى عن الصلاه فان زکت صلاته زکى سائر عمله و ان لم تزک صلاته لم یزک عمله؛ هنگامى که آدمى در پیشگاه خداوند تعالى قرار گیرد، نخست از نماز سؤال مى‌شود. اگر نمازش پاک بود، دیگر اعمالش هم پاک مى‌شود و اگر نمازش پاک نبود، دیگر اعمالش هم پاک نمى‌شود.

در روایت دیگری امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: انّ اول ما یسأل عنه العبد اذا وقف بین یدى الله عزوجل الصلوات المفروضات و عن الزکاه المفروضه و عن الصیام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولایتنا اهل البیت؛ هنگامى که انسان در پیشگاه خداوند متعال قرار مى‌گیرد، نخست از نمازهاى واجب، زکات واجب، روزه واجب، حج واجب و ولایت ما اهل‌بیت سؤال مى‌شود.

این روایات با هم منافات ندارد، چون مراد از «اوّل» در این روایات و امثال آن، اوّل اضافى و نسبى است به دو بیان:

۱- در قیامت آن گاه که از اعمال بندگان سؤال مى‌شود، نخست نماز سؤال و محاسبه مى‌شود؛ از همین رو در روایت اول و دوم کلمه «عمل» ذکر شده است و هنگامى که از اعتقادات سؤال مى‌شود، نخستین سؤال از محبت اهل بیت مى‌باشد. شیخ صدوق در بیان عقاید امامیه مى‌گوید: «پس از معرفت (اعتقادات) نخستین عملى که از میان اعمال آدمى، محاسبه مى‌شود، نماز است». پس به یک معنا بنابر نظر مرحوم صدوق، سؤال از اعتقادات مقدم بر سؤال از نماز است. ضمن این که یکى از شرایط قبولى نماز و دیگر عبادات اعتقاد به ولایت اهل‌بیت است. بر این اساس نخستین چیزى که سؤال مى‌شود، ولایت اهل‌بیت خواهد بود.

۲- این که زمان هردوپرسش متفاوت است،زیراباتوجه‌به روایاتى که‌ازپیامبررسیده :مادرهفت جایگاه به شما سرکشى مى‌کنیم، هنگام وفات، درقبر، هنگام برانگیخته‌شدن‌ازقبر، هنگامى که پرونده عمل را اعطا مى‌کنند، وقت حساب‌رسى، وقت میزان اعمال وهنگام عبورازصراط و درآن‌جا محبت ما کارساز است و با توجه به اهمیتى که مسئله ولایت دار، مى‌توان گفت زمان پرسش از ولایت علاوه برقیامت اول بار درعالم قبر و برزخ صورت مى‌گیرد.